هر چیز می نویسم٬ پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آنست که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتن. ای دوست٬ نه هرچه درست و صواب روا بود که بگویند. و نباید که در بحری در افکنم خود را که ساحلش پدید نبود و چیزها نویسم بی خود که چون واخود آیم برآن پشیمان باشم و رنجور٬ حقا و به حرمت دوستی که نی دانم که اینکه می نویسم راه سعادت است که می روم یا راه شقاوت. حقا که نی توانم که ننویسم و جز گوی بودن در میدان تقدیر روی نیست... «تمهیدات» اثر: عین القضاة همدانی
ژان کریستف
حقیقت این است که مرور زمان بر هر چیزی هاله ای از تقدس و قدسیت می اندازد. حتی پلید تری دزدی ها و تجاوزات در دست دزد اصلی هنگامی که به دست نوادگانش میرسد، مالکیت مقدسی میشود که حتی قانون تجاوز نسبت به آن را جایز نمی شمارد.
رومن رولان - ژان کریستف
آرش و كمان عشق
آرش گفت: زمين كوچك است. تير و كماني
مي خواهم تا جهان را بزرگ كنم.
به آفريد گفت: بيا عاشق شويم. جهان
بزرگ خواهد شد، بي تير و بي كمان.
به آفريد كماني به قامت رنگين كمان
داشت و تيري به بلنداي ستاره؛ كمانش دلش بود و تيرش عشق.
به آفريد گفت: از اين كمان تيري
بينداز، اين تير، ملكوت را به زمين مي دوزد.
آرش اما كمانش غيرتش بود و جز خود تيري
نداشت.
آرش مي گفت: جهان به عياران محتاج تر
است تا به عاشقان. وقتي كه عاشقي تنها تيري براي خودت مي اندازي و جهان خودت را مي
گستراني. اما وقتي عياري، خودت تيري؛ پرتاب مي شوي؛ تا جهان براي ديگران وسعت
يابد.
به آفريد گفت: كاش عاشقان همان عياران
بودند و عياران همان عاشقان. آن گاه كمان دل و تير عشقش را به آرش داد.
و چنين شد كه كمان آرش رنگين شد و
قامتش به بلنداي ستاره. و تيري انداخت. تيري كه هزاران سال است مي رود.
هيچ كس اما نمي داند كه اگر به آفريد
نبود، تير آرش اين همه دور نمي رفت!
یافت شد به اشاره یار : Friday, November 18, 2011
اشتراک در:
پستها (Atom)
در انتظار ترجمهٔ استاد منوچهر بدیعی از رمان«اولیس» که امیدوارم هر چه زودتر اجازه نشر بگیرد.
-
شیخ عطار در تذکره الاولیاء گوید که روزی بایزید در حالت بی خودی این کلمه از او ظاهر شد و مریدان پس از بازگشت بایزید به خود اورا بر گفته ا...
-
لمپن، «خرده طبقهای» دورافتاده از طبقات جامعه است که نقشی در تولید ندارد، در حاشیه اجتماع و به شیوههای دون و مشکوک همچون تکدی، زورگیری، ...
-
یک روشنفکر را قلقلک بدهید... همیشه می بینید که آنارشیست از آب در می آید. سیلونه - نان و شراب
سرآغاز
تکنیکهای روایی جویس
جیمز جویس یکی از پیشگامان مدرنیسم ادبی بود و تکنیکهای رواییاش به طور گستردهای به سبب نوآوری و پیچیدگی تحسین شدهاند. در اینجا به برخی ا...
